Exemples d’utilisation
Sur cette page, vous trouverez de nombreux exemples de phrases traduites contenant "presque" de français à persan.
Moteur de recherche de traductions. Des exemples sont entrés par les utilisateurs et ont également recueilli des sites Web externes..
10 exemples phrases
- خنده اون رو به قیمت ۹۰۰ دلار به مدیران دبیرستان می فروختند. یک تکه پلاستیک همراه یک آنتن رادیو شاک متصل به آن می باشد. می توانید از آن تقریبا برای یافتن همه چیز استفاده کنید ولی این مورد بخصوص برای پیدا کردن ماریجوآنا در کمدهای دانش آموزان ساخته شده است.
- و این یک عکسه آستر اولیه نیست و ستونی که در نهایت پس از کلی کار درست شد بطور چشم انگیزی مثل اونی از آب درآمد که در کامپیوتر طراحی کرده بودیم. تقریبا همه جزئیات تقریبا همه پیچیدگیها حفظ شده بودند. تقریبا همه جزئیات تقریبا همه پیچیدگیها حفظ شده بودند.
- ارمنیان بیشتر از همه تقریبا منحصر به فرد به تراژدی ما می اندیشند ما می توانیم در این کشور بزرگ زندگی کنیم و به این بیندیشیم که ما به عنوان مردمی بی سرپناه در سرزمین سرخپوستان بیسرپناه زندگی می کنیم.
- خنده حاضرین ولی بعدش لطف کرد و روی یک صندلی بیرون رستوران اینکار رو کرد. ولی بعدش لطف کرد و روی یک صندلی بیرون رستوران اینکار رو کرد. خیلی جالب توجه بود. تقریبا یک دقیقه طول کشید. و من بهش گفتم
- به گفته ژو دون گان Xu Donggun یکی از مقامات چینی مرکز کنترل و پیشگیری بیماری مه دود طولانی مدت 2013 بر هفده استان در چین و ششصد میلیون از شهروندان تقریبا نیمی از جمعیت ملی اثرات منفی داشته است.
- اما در کشفیاتمان از دور دنیا یک عالم روش های دیگر هم داریم. این موجودی هست که سال ۱۹۹۶ توصیفش کردیم. در اعماق اقیانوس زندگی می کند حدود عمق یک و نیم مایلی تقریبا در دماهای آب جوش.
- در فیلم تنها به 13 روز از جنگ هند و پاکستان پرداخته شده و اشاره ای به 9 ماه مبارزه بنگلادشی ها برای استقلال از پاکستان نشده است. مبارزه ای که تقریبا سه میلیون نفر در آن کشته شدند.
- در میان آغوش ها و خنده های پس از آزادیم از زندان یکی از دوستانم به شوخی به من گفت تو خیلی خوشبختی. انقلاب تقریبا تمام شده و من تا حالا دستگیر نشده ام. این اصلا عادلانه نیست.
- تقریبا بلافاصله بعد از اینکه این مسابقه اعلام شد کاربران ویکانتکته VKontakte شروع به انتقاد از تصمیم اتحادیه پارلمانی برای انتخاب حیا و روسری برای شرط اول مسابقه کردند.
- نامناسب برای شما آقا. خوب بلند و کوتاه از آن بود که چیزی سر در گم به خانه آمد و من قرار داده آن را در و وقتی که من چشم از خودم را در شیشه ای گرفتار من تقریبا swooned.
Entrées du dictionnaire comme presque en persan
synonymes presque en persan
تقريبا تقريباً تقریبا تقریباً رسيديم