Exemples d’utilisation
Sur cette page, vous trouverez de nombreux exemples de phrases traduites contenant "bravade" de français à persan.
Moteur de recherche de traductions. Des exemples sont entrés par les utilisateurs et ont également recueilli des sites Web externes..
10 exemples phrases
- گل پامچال شب. آیا او مشترک شوم گفت او می خواهم آن را در نظر. از او خواسته نقطه خالی بود او تحقیق. گفت که او بود. تحقیقات طولانی کردم کاملا متقابل است. تحقیقاتی بلند لعنتی گفت که او دمیدن چوب پنبه پس به صحبت می کنند. 'اوه گفت
- بايد يه چوب پنبه بردارم و بچپونم تو اون دهنت . . تا ديگه راه نيفتي و به مردم بگي که من در مقايسه با آدمايي که سابقا اين کسب و کارو . ادراه ميکردن هيچي بحساب نميام .
- عقب كشتي براي مدتي مثل چوب پنبه روي آب معلقه و ساعت 2 20 شب فرو ميره و كشتي كاملا به زير آب ميره و اين اتفاق دو ساعت و چهل دقيقه بعد برخورد با صخره اس
- هرچی که اونجا شنیدید هر چقدر هم که التماس تون کردم هر چقدر هم که وحشتناک جیغ کشیدم این در رو باز نکنید که باعث میشه همه ی رشته هام پنبه بشه..
- اگرشبها خر و پف مي کنيد بگيد تا پنبه تو گوشم بذارم چون من خيلي براي 8 ساعت خوابم ارزش قائلم
- و وقتي يادم مي ياد که اون چطور پنبه ها رو مي چيد که بتونه شکم ما رو سير کنه... فقط مي تونم...
- هفته ي پيش داشتم يه محموله ي چوب پنبه رو تحويل مي دادم. خارج از ايالت... اونو فرستادم به...
- من امروز يه بار خيلي بزرگ از پنبه دارم که آماده ارسال و بمحض اينکه برسه پولشو ميدم
- اينقدر علف هرز کندم و بيل زدم و پنبه جمع کردم که يه دقيقه هم نمي تونم تحملش کنم.
- در زمان هاي دور سرزميني مملو از سوارکاران و مزارع پنبه به نام جنوب وجود داشت...
Entrées du dictionnaire comme bravade en persan
synonymes bravade en persan
شجاعت لاف پهلوان ستایشه بازیت